محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

1479

تاريخ الطبرى ( فارسي )

آنگاه سال دوازدهم هجرت در آمد ابو جعفر گويد : وقتى خالد از كار يمامه فراغت يافت و هنوز آنجا مقيم بود ابو بكر صديق به دو نوشت كه سوى عراق رو و از دروازهء هند يعنى ابله آغاز كن و با پارسيان و اقوام ديگر كه در قلمرو شاهى آنها هستند الفت انداز . على بن محمد گويد : ابو بكر خالد را به سرزمين كوفه روان كرد كه مثنى بن - حارثهء شيبانى آنجا بود و خالد در محرم سال دوازدهم آهنگ آنجا كرد و از بصره گذشت كه قطبة بن قتاده سدوسى آنجا بود . ابو جعفر گويد : اما بگفتهء واقدى در كار خالد اختلاف هست بعضىها گفته‌اند از يمامه يكسر به عراق رفت و به گفتهء بعضى ديگر وى از يمامه بازگشت و به مدينه آمد و از آنجا از راه كوفه سوى عراق رفت تا به حيره رسيد . صالح بن كيسان گويد : ابو بكر به خالد بن وليد نوشت كه سوى عراق رود و خالد برفت تا در سواد عراق در چند دهكده به نام بانقيا و باروسما و اليس فرود آمد و مردم آنجا با وى به صلح آمدند ، طرف صلح ابن صلوبا بود ، و اين به سال دوازدهم هجرت بود و خالد از آنها جزيه پذيرفت و مكتوبى براى آنها نوشت بدين مضمون : « بسم الله الرحمن الرحيم ، از خالد بن وليد براى ابن صلوباى » « سوادى كه بر ساحل فرات منزل دارد . تو به امان خدا ايمنى كه خون » « وى با جزيه دادن مصون است و تو براى خودت و كسانت و پيروانت » « و مردمى كه در دو دهكده ات ، بانقيا و باروسما هستند ، هزار درم دادى و » « من از تو پذيرفتم و مسلمانانى كه همراه منند بدان رضايت دادند و در » « مقابل آن تو در پناه خدا و پناه محمد صلى الله عليه و سلم و پناه مسلمانان » « هستى ، و هشام بن وليد شاهد اين مكتوب است . »